دو عاشق دور از هم اما باهم

دوستت دارم تنها بهانه واسه زندگی



مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


شما یادتون نمیاد ! ... یه روزی آدما به جای شماره ... به هم دل می دادن

دلم می خواد وقتی پیر شدم و دخترم یا پسرم ازم پرسید عشقت کی بود،بتونم با دستم به گوشه اتاق اشاره کنم و بگم ؛ اوناهاش اونجا نشسته...

دوستت دارم عشقم ..

نوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 7:43 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|

 فقط پلی بودم برای عبورت ... فکر تخریب من نباش ؛ به آخر که رسیدی ، دست تکان بده .. خودم فرو می ریزم...


دوستت دارم مونا جونی 


نوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 7:28 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|

میخواهم برایــت تنهــــایی را معنــی کنم !

       در ساحل کنار دریــا ایستاده ای , هوای سرد, صدای مــوج

انتــــظار انتظار انتظـار به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه

      کســی است که از پشت بغلت کند , نه

 دستی که شانــــه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنــگ تر از

                   صدای دریــــا باشد! اسم این تنهــایی

 است . . . هــر روز یکبار , هر بار یک دفــعه , هر دفعه یک

                            خــط , هر خط یکبار , هر بار بنــویس

تا شاید بعد از عمری بفهمی با من چه کردی

                       چـه سـاده

                                       بـه اعـتبار دسـتـانـت
                                                                             زمیـن خوردم !!!

 دوستت دارم احساسم

نوشته شده در شنبه 30 مهر ماه سال 1390ساعت 4:54 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|

‎"دوستان عزیز از هر دین و آیین و نژادی که هستید به هر شکلی که می تونید یک


جوون 31 ساله به دعا و انرژی مثبت همتون نیاز داره... کبدش رو از دست داده و


بدنش باید مقاومت کنه و طاقت بیاره که کبد از یک بیمار مرگ مغزی بهش برسه .


اسم بیمار محمدرضا هست اگه خواستید انرژی مثبت بدید.. ضمن آرزوی


سلامتی واسه همه مریضا ممنون میشم منتشر کنید

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 2:06 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|

سلام من را به وجدانت برسان و اگر بیدار بود

بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد....؟

دوستت دارم احساسم

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:46 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|

 خیلی خسته ام... 


                                                        خسته تر از آنکه بخواهم راجع بهت فکر کنم! 


         که بودنت را آرزو کنم یا رفتنت را توجیه!


شب هنگام!،وقتی دانه های باران تمام سیگارهایم را خفه می کند


                       هیچ کس نخواهد بود که با نوازش کف دستی چشمان منتظرم را ببندد...


                                                                              تا شاید روحم آرامش داشته باشد

 دوستت دارم احساسم

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:35 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|

خیـــــــــــلی سخته شب به آسمون نگاه کنی و کلی ستاره ببینی که دارن بهت چشمک میزنن
 و تو غرقشون بشی ولی تا سرتو میاری پایین یادت بیاد که تو زندگیت هیچ ستاره ای 
 نداری.....
دوستت دارم احساسم

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر ماه سال 1390ساعت 03:00 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|

پشت تنهائی های من که رسیدی


    گوشهایت را بگیر


       اینجا سکوت


           گوش تورا کر می کند..
                                        دوستت دارم احساسم


نوشته شده در سه شنبه 26 مهر ماه سال 1390ساعت 11:56 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|


یادها رفتند و ما هم می رویم از

 یادها / کی پر کاهی بماند در

 میان

 بادها

دوستت دارم احساسم

نوشته شده در دوشنبه 25 مهر ماه سال 1390ساعت 03:23 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|

آدم وقتی.....

یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه

دیگه اون حس رو با کس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه

بعضی حس ها خاص و ناب هستن..

مثل بعضی آدمـــــــــا...!

دوستت دارم احساسم

نوشته شده در دوشنبه 25 مهر ماه سال 1390ساعت 03:01 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|

 خدایا ! مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم ، به همه کسانی که مرا درک نکرده اند


یا به من بدی کرده و مرا رنجانده اند عشق بورزم ، مرا بیاموز تا در همه موقعیت‌ها و شرایط زندگی‌


بخندم و بدانم در هر آنچه که روی میدهد نیکی‌ نهفته است. !! آمین


دوستت دارم احساسم

نوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 9:32 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|


مـا عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ، تمام که شد و 


بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه رو


خـامــوش مــی کـنـیـم یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک 


مـی کــنـیم .


مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســایی کــه زحــمـت هـای 


اصــلـی رو بــرای مــا می کشن و 


صادقانه دوسمون دارن رو نـمی بـیـنیم ، ما فـــقـط کــســایی رو دوست



داریم ببینیم کــه بــرامـون نـقـش


بــازی مـی کـنن


دوستت دارم احساسم

نوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 9:01 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|

 
شاید سالها بعد...... در گذر جاده ها ......بی تفاوت از کنار هم بگذریم ......و ......بگویم ......چقد شبیه خاطراتم بود...... این غریبه!
دوستت دارم احساسم


نوشته شده در یکشنبه 24 مهر ماه سال 1390ساعت 8:57 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|

سعی کن تنها باشی , 
زیرا تنها بدنیا امدی ,
و تنها از دنیا خواهی رفت....
بگذار عظمت عشق را درک نکنی...
زیرا انقدر عظیم است که تورا نابود خواهد کرد...

نوشته شده در شنبه 23 مهر ماه سال 1390ساعت 8:13 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|
بی تو حدیث عشقو دیگر باور ندارم,
جز با تو بودن آرزویی در سر ندارم

میپیچه عطر خاطره در خلوت شبهای من,
تکرار اسمه قشنگت شده عادت لبهای من

فراموشم نکن
فراموشم نکن
تویی تنها دلیل بودن من
به یاد من باش, فراموشم نکن
دوستت دارم احساسم.
نوشته شده در شنبه 23 مهر ماه سال 1390ساعت 8:02 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|
خودمان را با کلمه "تا قسمت چه باشد" گول می‌زنیم !

" قسمت" اراده من و توست ...
دوستت دارم مونا جونی
نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1390ساعت 10:39 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|

گاهی مثل الان که دلم میگیره حتی این بلاگ هم جواب گو نیست.اگه خود خدا هم بیاد بگه قول میدم


 آرامش داشته باشی باور نمی کنم....


ما آدما حتی وقتی زخمی هستیم،حتی وقتی بوی چرک این زخم حالتو بهم می زنه ...


وقتی اتاقمونو پر دود می کنیم که نه زخم رو ببینیم نه بوش بزنه زیر دلموناما بازم نمی دونم چرا محتاج


 یه نفریم که بیاد آروم بغلمون کنه و بگه خبــــــــری نیست،من اینجام...!!!


 دوستت دارم احساسم... 

نوشته شده در پنجشنبه 21 مهر ماه سال 1390ساعت 01:13 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|

 به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻣﺖ . . .


ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﻻﯾﻖ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻨﯽ!

نوشته شده در چهارشنبه 20 مهر ماه سال 1390ساعت 01:21 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|

خدایا...

کودکان گل فروش را میبینی؟!

مردان خانه به دوش...

... دخترکان تن فروش...

مادران سیاه پوش...

واعظان دین فروش...

محرابهای فرش پوش...

پسران کلیه فروش...

زبانهای عشق فروش...

انسانهای آدم فروش...

همه را میبینی؟!


میخواهم یک تکه از آسمان را بخرم، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد

نوشته شده در سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390ساعت 8:49 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|
 در هر وجودی،گل رزی نهفته است....

--------------------
مردی یک غنچه رز کاشت و تا قبل از شکفته شدن مرتب آبیاری اش کرد و مدام مراقب آن بود...
یک روز به غنچه نگاهی انداخت،و خارهای ساقه توجه او را جلب کردند.با خودش گفت:
"چطور ممکن ست که یک گل زیبا از این گیاه با چنین خارهای تیزی به وجود بیاید؟"
این فکر او را دلسرد کرد واز آبیاری آن دست کشیدو درست قبل از شکفتن غنچه ،گیاه خشکید!

خیلی از انسانها این کار را می کنند...در هر وجودی،گل رزی نهفته است
.در بدو تولد،ویژگی های خدا گونه ای در هر یک از ما به ودیعه گذاشته شده که در میان خارهای نوقص و کاستی هایمان رشد می کنند.بسیاری از ما وقتی به خودمان می نگریم فقط خارها و کاستی ها را می بینیم.در این هنگام دلسرد و نا امید می شویم و فکر می کنیم که هیچ کار خوب و مفیدی از دستمان بر نمی آید.سپس از آبیاری خوبی های درونمان دست می کشیم ،تا این که از بین بروند .و هیچ گاه متوجه قابلیت ها و توانایی هایمان نمی شویم.

به دیگران کمک کنید تا باور کنند 
می توانند بر مشکلات و کاستی هایشان پیروز شوند. اگر رز درون را برایشان نمایان کنیم،بر مشکلاتتشان غلبه کرده،بارها و بارها شکفته خواهند شد.
نوشته شده در سه شنبه 19 مهر ماه سال 1390ساعت 4:37 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست...

 که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد...

نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر ماه سال 1390ساعت 04:08 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|
وحشت از عشق که نه، ترسم از فاصله‌هاست

وحشت از غصه که نه، ترسم ازخاتمه‌هاست

ترس بیهوده ندارم، صحبت از خاطره‌هاست
                                       
صحبت از کشتن ناخواسته‌ی عاطفه‌هاست

کوله باری پر از هیچ، که بر شانه‌ی ماست

گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه‌ی ماست

نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر ماه سال 1390ساعت 03:22 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|

بعضی ها دلشان «‌کاه »‌است

با یک « آه »‌ هم می رود ...

بعضی ها دلشان «‌کوه » است

با صد طوفان هم تکان نمی خورد ...

نه کوه باش نه کاه ... آدم باش ...
دوستت دارم احساسم... م

نوشته شده در چهارشنبه 13 مهر ماه سال 1390ساعت 2:21 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|

 چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند . . .

(ویکتور هوگو)

دوستت دارم احساسم... م

نوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 2:37 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|

 بارها میتونستم مچت رو بگیرم ولی دستت رو محکمتر گرفتم !!


دوستت دارم احساسم... م


نوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 2:34 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|

 نیمه گـُمشده ام نیستی! که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم... تو… تمام گُمشده منی


دوستت دارم مونا جونی

نوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 04:36 AM توسط nabil nourani نظرات (3)|

 پاییز که می شود بی آنکه بدانم چرا ، بیشتر از همیشه دوستت دارم 

و بی آنکه بدانی چرا ، دلم بهانه ات را می گیرد ؛

عشق جنس دیگری دارد و معشوق خواستنی تر است ...ای بهانه ام برگرد .... !


دوستت دارم مونا جونی

نوشته شده در سه شنبه 12 مهر ماه سال 1390ساعت 04:33 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|

 همه جا پر شده که دهانت را می بویند ،

مبادا گفته باشی دوستت دارم ،

من می گویم حق دارند . . .

چون دوست داشتن های ما بودار است ،

بوی سوءاستفاده

... بوی خیانت

بوی دروغ می دهند

بوی گند می دهند بوی نا بوی نم......!

نوشته شده در دوشنبه 11 مهر ماه سال 1390ساعت 2:34 PM توسط nabil nourani نظرات (6)|
 شکستن یک دل مگه چقدر قدرت می خواد که فکر کردی اون که قویتره تو هستی

اگر "او" برای "تو" ساخته شده! "من" برای"تو" ویران شده‌ام

خواستم آنقدر کمیاب شوم تا دلی برایم تنگ شود

نمیدانستم فراموش میشوم

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 7:45 PM توسط nabil nourani نظرات (3)|

 قول و قرارهایمان جایش امن

 است... زیر پاهای تو

دوستت دارم مونا جونی

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 5:11 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|

اگر خواستی‌ بدانی ثروتت چقدر است پول‌هایت را نشمار ، قطره‌ای اشک بریز دستهایی که برای پاک کردن اشک‌هایت می‌آیند بشمار (کورش کبیر)

 دوستت دارم احساسم... م

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 5:09 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|


تو میدونی‌ آن وقت های که دلم خیلی‌ برات تنگ می‌‌شد همیشه نقاشی می‌کردم ، تا اینجوری آروم بشم و نقاشی ها‌رو به تو هدیه می‌کردم ! و تو از من تعریف میکردی که چه نقاشیهای بی‌ نظیری میکشم ! اما خودت خوب میدونی‌ که هیچ وقت نقاش خیلی‌ خوبی‌ نبودم ، اما حالا تمام لحظه‌های بی‌ تو بودن را "درد" میکشم ! مونا جونی حالا بیا ببین که چه میکشم ....


نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 04:02 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|

سلام مونا ی ناز م

دلم برایت تنگ شده امیدوارم حالت خوب باشد

اگر از حال من میپرسی ؟ خوب نیستم غم دوری 

از تو مرا خرد کرده صدای ترک برداشتن روحم را 

در خلوت شبهایم به وضوح میشنوم...

فضای خانه دیگر دلچسب نیست یاس های کبود 

باغچه سیاه شدند از غم دوری تو ...

خانه یخ کرده انگار خورشید هم با من قهر است 

ساعت ها با عکست درد دل میکنم از دل تنگم 

برایش میگویم ...از اینکه نیستی تا ببینی بهار
 
جوانی من چگونه به پاییز رسید ...

همه بعد از تو تنهایم گذاشتند ...

دلم برایت تنگ شده ...خیلی
       
دوستت دارم دلیل دلتنگیم

نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 03:12 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|

ابراز احساسات بیش از حد ... احساس بعضیا رو بی حس میکنه


نوشته شده در یکشنبه 10 مهر ماه سال 1390ساعت 03:01 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|

I missed only one person

      I missed only one person   
      
 I missed only one person       
    
I missed only one person            
       
I missed only one person                    
          
اینجا مینویسم چیزی رو که نتونستم بگم....عاشق بودم عاشق عشقی که هیچوقت باور نشده بود... 
  تو چه می فهمی حال و روز کسی را که دیگر هیـــــــــــچ نگاهی دلش را نمی لرزاند!!!؟
دوستت دارم دلیل دلتنگیم

نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390ساعت 11:56 PM توسط nabil nourani نظرات (5)|

عبور از مرز خواستن ،

اولین قدم تا بی نیازی است؛ 

از هرچه میتوان گذشت،
... 
از هرچه میتوان بی نیاز بود،

جز " عشق "

"چون عشق خود آخرین قدم بی نیازی است"
دوستت دارم دلیل دلتنگیم

نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390ساعت 11:28 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|
 I´m left here alone so long
Alone only with memories of you
The days with you are gone
And all my luck and future too

Thought our love would go on and on 
Now I can't believe that your´re gone 
Your love was a gift
Let's go back to it

When all I had was you
And all you wanted was me
When all your love was true
And me was all you see
Why can't I have your love again
Why don´t you want my heart (my love, me) anymore
There´d be no pain
And we both can be just like before

Now I´m left here alone 
Alone with only memories of you
The days with you are gone
And all my luck and future too

I wanted you to stay
I need to hear you say,
I miss you
I love you
I want you back

But I´ve got no lovin' baby now
I think I´ll stop breathing if I can´t love you anymore
 
(This love pains (Love pains
And it would leave me crying in the night
Would me leave hungy everyday
Would only leave pain in my heart
.And noone knows
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 8:51 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|

با خود برد

تمام قرارهایمان را،

بادپاییزی.

حالا

من مانده ام و

بی قراری هایم
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 7:49 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|


 نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روز


چه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوز


ز جمع آشنایان می گریزم ، به کنجی می خزم آرام و خاموش

... 

نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوش


گریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند


ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند


از این مردم که تا شعرم شنیدند ، برویم چون گلی خوشبو شکفتند


ولی آن دم که در خلوت نشستند ، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 7:25 PM توسط nabil nourani نظرات (0)|

عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن هست، هنوز دنبال یه 

بهونه‌ای.....که بمونی.!!!
دوستت دارم مونا جونی 

نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر ماه سال 1390ساعت 6:36 PM توسط nabil nourani نظرات (2)|

 پیراهنی
 که از تو به جای مانده... امــروز بـویــیدمش...عمــیق ِ عمــیق ؛ 
l

و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم ؛

و به یــاد آوردم که دیـگر ، ♥♥ سـهم دیگری و غمــت سـهم مـن . . .!

دوستت دارم مونا جونی 

نوشته شده در دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390ساعت 01:53 AM توسط nabil nourani نظرات (4)|

انسان باش،

پاکدل و یکدل،

زیرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بسیار قابل تحمل تر از پست بودن و بی عاطفه بودن است.

((چارلی چاپلین))

نوشته شده در دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390ساعت 01:24 AM توسط nabil nourani نظرات (0)|

 ‎.✫¸.•°*”˜ ˜”*°•.✫..✫ ¸.•°*”˜˜”* °•.✫..✫¸.• °*”˜˜”*°•. ✫ ☻/ღ˚ •。* ♥♥ ˚ ˚✰˚ ˛★* 。 ღ˛° 。* °♥ ˚ • ★ *˚ .ღ 。 /▌*˛˚ ░░      ░░░░░░░░░D░O░3░E░T░░░D░A░R░A░M░░░░░░░░░░       ░ ░ ˚✰* ★ / \ ✰˚* ˚. ★ *˛˚♥♥* ✰。˚ ˚ღ。* ˛˚ ♥♥ 。✰˚* ˚ ★ღ ˚ 。✰•

 دوستت دارم نفسسسسسسسم

نوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 7:50 PM توسط nabil nourani نظرات (1)|

(۱)

  تو که می‌خوانی
  بدان که هنوز دوستت دارم
  و به خاطر توست
  که هنوز می‌نویسم.

  روزی که جهان خواست بایستد
  بگو به گونه‌ای از چرخش بماند
  که من
  در نزدیک‌ترین فاصله
  ازتو مرده باشم.


(۲)

  کسی که من دوستش دارم
  و خیلی بیشتر از خیلی دوستش دارم
 هیچ هم مرا نمی‌خواهد !

  خواهش می‌کنم بلند«نه» نگو
 «نه» در نگاه تو است
 «نه» در نماندنت
 «نه» در رفتن تو است
 «نه» در نبوسیدنت

 فقط بلند «نه» نگو
 بگذار هنوز خیال کنم
 بادها برای من می‌وزند .


(۳)

 اگر یک روز از زندگی من
 باقی مانده باشد،
 از هر جای دنیا
 چمدان کوچکم را می‌بندم
 راه می‌افتم
 ایستگاه به ایستگاه
 مرز به مرز،
 پیدایت می‌کنم،
 کنارت می‌نشینم،
 روی سینه‌ات به خواب می‌روم  .

دوستت دارم مونا جونی 

نوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 5:56 PM توسط nabil nourani نظرات (4)|

گرچه نباریده بر من ابری ، چشمان من آبستن اشک ،                                                                                                       
                         چه کسـی به چشمهای پـر از اشک من  حسادت کـرد .                                                                                             
                          تکــرار زندگیـم  صداقت بـود ،  سادگـی  عادت   مــن                    
       
                          نمـی دانـم  چه کسـی به سادگـی مـن   حسادت  کــرد .  
             
            هیچ سنگــی از دستـــان مــن  بــه  ســوی  آسمـــان ،

                         هیچ   پــرنــده ای را از پـــرواز  نـا  امیــــد  نکـــــرد                                                                 
                  
       نمــی دانــم چه کسـی به امیـــدواری مـن حسادت کرد .                                                                             


نوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 03:11 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|


ﻗﻔﺲ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺑﺰرﮔﻲ ﻛﺎﺷﻜﻲ ﭘﺮﻧﺪه ﺑﻮدم


ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮد ﭘــــﺮﻳﺪن ، وﻟـــﻲ ﺑﺮﻧـــﺪه ﺑﻮدم




نوشته شده در یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390ساعت 02:54 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|

 ای تنها هم آغوش من  

 

بیا که احساسم را برایت

 

دست نخورده نگاه داشته ام و

 

جسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام

 

بیا که میخواهم وقتی دستانت را به روی احساسم میگذاری

 

از فرط لذت

 

قطره های اشک بر گونه هایت بدرخشد

 

میخواهم با اشکهایت بر تمام احساسم بوسه زنی

 

میخواهم اشکهایت تمام روحم را خیس کنند،بیا که سالهاست

 

سر به دیوار نهاده ام، بیا ای تنها هم آغوش من، بیا......... بیا

نوشته شده در جمعه 1 مهر ماه سال 1390ساعت 06:39 AM توسط nabil nourani نظرات (2)|

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست /گر در این خلوت بمیرم هیچ کس اگاه نیست من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی/ این رفیق نیمه راهم گاه هست، گاه نیست


 اگر  می دانستی که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش می کردی

تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

چشمهایم را می شستی

و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم


نگاهت را تا ابد بر من می دوختی 

تا من بر سکوت نگاه تو 

رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.


ای کاش می دانستی...

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

هرگز قلبم را نمی شکستی

گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

لحظه ای مرا نمی آزردی

که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای

و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.


ای کاش می دانستی...

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

همه چیز را فدایم می کردی 

همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای 

و سال ها برایش گریسته ای.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها می کردی 

غرورت را...  قلبت را...  حرفت را...


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

دوستم می داشتی 

همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.


کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم 

و مرا از این عذاب رها می کردی

ای کاش تمام اینها را می دانستی . . .



♥•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•. ♥
دوســــــت د اشتن وداشتن دوست !
دوســــــت داشتن امری لحظه است
اما
داشتن دوســــــت استمرار لحظه های
دوســــــت داشتن است
!…. ♥
♥ ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨` ♥
❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀❀

..... (¯`v´¯)♥
.......•.¸.•´
....¸.•´
... (
☻/
/▌♥♥
/ \ ♥♥
 —

نوشته شده در جمعه 1 مهر ماه سال 1390ساعت 05:42 AM توسط nabil nourani نظرات (1)|